یک صاحب رستوران در حال تلاش ، که از مادر بیمار خود مراقبت می کند ، یک کیسه پول نقد را در یک قفل سونا پیدا می کند ، در حالی که یک افسر گمرک وقتی دوست دخترش با پولی که از کوسه وام وام گرفته است ، دچار مشکل می شود.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.
کبیر و ناینا در طی یک سفر پیاده روی پیوند می زنند. قبل از اینکه ناینا بتواند خود را ...
یک دزد بی رحمانه و خدمه متخصص وی بر روی یک زندگی یک عمر فرو می روند.
یک دکتر سعی میکند خود را از کار پر استرس درمان معتادان متجاهر، بیخانمان و ...
داستان یک سرآشپز آیندهدار که در آستانه باز کردن یک رستوران است اما بهخاطر ...
داستان یک افسر زندان بهنام ایوا که مردی جوان به بند او منتقل میشود و زندگیاش ...
داستان زنی بهنام کلوئی که خواهری معتاد بهنام نیکی دارد. پس از آنکه همسر کلوئی ...
با استفاده از روش های پایین میتوانید این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.